نجم

معمار حرم باز به تعمیر جهان خیز!

نوشته: انجنیر مسیح “عمر”

‎قربانی می خواهد

عرق باید ریخت

جان فشانی و مالفشانی سخت ضرورت حس می شود.

وقتت ره به مصرف برسان،ایا اماده ای در این سفر یکجا برزمیم و مخدر وار پا به حرکت بگذاریم!؟

‎پس بیا با من…

آنهایکه از ما پیشی گرفتند، ‎ندا شد که برای غزوه ای تمویل کننده ضرورت است از هر سو مشتاقانه اموال و امتاع سر می کشیدند در این میان عمر رضی الله عنه زمزمه می کرد امروز از ابوبکر رضی الله عنه  پیشی می گیرم چیز های را اورد و نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم  گذاشت چون از نزدش سوال شد که به خانواده چه چیز گذاشتی گفت نیمی از اموالم را در این میان ابوبکر رضی الله عنه اجازه ورورد خاست و چون عمر چیز های با خود داشت رحمه اللعمین پرسید چیزی به خانواده گذاشتی گفت خدا و رسولش را! ‎

هان! این هم چه قربانی تا همین حالا چنین سراغ نداریم برای تعمیر جهان چه معماری زرنگی سراغ شد به این گویند معمار حرم!

واقعیات زیادی هستند که با اندک ترین شور چرخ بزرگ روزگار را به چرخ در می اوردند واین سخن را صادقانه راست ساختند:

مسلمانی که داند رمز دین را

نساید پیش غیر الله جبین را

‎اگر گردون به کام او نگردد

بکام خود بگرداند زمین را

‎همه این اسباب در نزد ما موجود است پس این همه  کاهلی بهر چه!

مگر مانند ابوبکر رضی الله عنه قدوه نداریم؟

بیا شانه هایمان را حمال دعوت و دست های مان را معمار این گیتی بسازیم و از همه دارو ندار مان برای نشر کامیابی و فلاح بمصرف رسانیم تا جوابگوی صادق نزد پروردگار قادر باشیم و در ان روز که از وقت و جوانی مان پرسیده شود با تبسم و اطمینان خاطر جوا ارایه داریم.

‎حوادث دنیوی نباید حزین مان بسازد مگرم این دار برای امتحان نیست پس آستین بلند کن و قدم استوار بگذار که این هدف رسیدنیس و این امت سردار شدنیست شرط اینجاست که جوان چون صهیب وعلی و … می خواهد پس بشتاب!

آیا اماده ای؟

‎لاله این چمن الوده برنگ است هنوز

‎سپر از دست مینداز که جنگ اس هنوز

‎ای که دم ساحل تو آسوده نشستی

برخیز ‎که ترا کار با گرداب و نهنگ است هنوز