نویسنده: احسان الله “مهمند” رکن نجم

جوانی بود دارای قدو قامت زیبا، از خانواده مالدار و در دامن ناز و نعمت بزرگ شده، لباس ابریشم اعلی می پوشید، نازدانه مادر ثروتمندش بود که همه گونه لذت های زندگی را برایش فراهم می کرد، خوشبویی بی نظیر استعمال می کرد چنانچه وی اگر از کوچه ای می گذشت تا لحظات طولانی فضای آن کوچه از عطر وی معطر بود.

زمانیکه سرور کائنات صلی الله علیه و سلم به دعوت شروع کرد این جوان به زودی به این دعوت لبیک گفت و زمانیکه عزت ایمان را دریافت و به زیور هدایت آراسته شد به همه ای آن مظاهر فریبنده و کاذب دنیا پشت پا زد و زندگی زاهدانه را اختیار کرد و زمانی مسلمان شد که مسلمانان از دست دشمنان حق به انواع رنج و عذاب و تکلیف شکنجه می شدند، این جوان به دار ارقم آمده و بدست رسول الله صلی الله علیه و سلم بیعت فداکاری و سربازی کرد و اکثر اوقات در مجلس آن حضرت صلی الله علیه و سلم می بود و از چشمه علم و عرفان نبوت دل و دماغش را سیراب می کرد. زمانی که مادرش از مسلمان شدن وی خبر شد برای انصراف پسرش از دین اسلام از خوردن و نوشیدن دست کشید اما این جوان گفت که ای مادر اگر صد جان داشته باشی و همه را نابود کنی از دینم برنمی گردم و زمانی که مادر و اقربایش چنین استقامت وی را دیدند به جانش افتیدند و محبت شان به نفرت بدل شده و تا توانستند وی را لت و کوب نموده و با ریسمان بسته در اتاق حبس اش کردند.

بلی؛ این جوان اسم اش مصعب و نام پدرش عمیر و از قبیله بنی عبدالدار بود.

دوبار به حبشه هجرت نمود و زمانیکه به مکه برگشت دیگر آن تر و تازگی، لباس زیبا و موهای عطر آگین در وجود مصعب دیده نمی شد، سر و رویش گرد آلود، لباسش پر از پیوند و به جای خوشبویی موی سرش از گرد و خاک پر شده بود اما در باطن مصعب حالا کوهی از متانت و ایمان، عزم و یقین و غیرت و عزت شده بود. روزی به این حالت فقر و بیچارگی به مجلس پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم داخل شد، بی اختیار از چشمان سرور کائنات صلی الله علیه و سلم اشک جاری شد و به صحابه رضی الله عنهم گفت: این کس را می شناسید؟ این ناز پرورده ترین و زیباترین و خوش لباس ترین جوان مکه بود اما حالا به عشق خداوند متعال جل جلا له و رسولش تمام نعمات دنیوی را پشت پا زده و مظهر یقین، ایمان، غیرت و عزت گردیده است.

مصعب رضی الله عنه پس از بیعت عقبه اول در یازدهمین سال بعثت منحیث اولین سفیر و دعوتگر برای تعلیم دادن احکام اسلامی به یثرب زیبا از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرستاده شد و در ظرف یکسال با حکمت توانست که نور اسلام را در خانه های مدینه منوره بتاباند و زمینه های هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم را فراهم کند که چنین هم شد و زمانیکه نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم برگشت برای وی (مقری) یا (معلم قرآن) لقب داده شد.

مصعب رضی الله عنه در غزوه بدر و احد اشتراک کرد و در هر دو غزوه پرچم دار مهاجرین بود، در غزوه احد با وجودیکه دست راستش از طرف پهلوان بزرگ قریش ابن قمیه قطع شده بود با دست چپ بیرق را بلند کرد و ابن قمیه دست چپش را نیز برید اما مصعب گفت: بخدا تا زنده ام بیرق اسلام را نمی گزارم تا از دستم بیفتد و با آرنج هایش بیرق اسلام را به سینه اش چسپاند اما ابن قمیه با نیزه سینه اش را نیز درید و به شهادت رسید. انا لله و انا الیه راجعون.

زمانیکه چشم پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم به جسد چاک، چاک و آغشته به خون مصعب افتاد فرمود که: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر..الخ سوره احزاب آیت ۳۳.

بعد پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم مصعب زیبای آغشته به خون شهادت را مخاطب قرار داد و گفت که: در مکه مانند تو جوان زیبا، خوش پوش و نازپرورده ندیده بودم اما حالا می بینم که بر سر و روی تو گرد نشسته و موهایت پریشان است و بالایت یک چادر که تمام وجودت را نمی پوشاند افتاده است…

اما وقتی میخواستند وی را کفن کنند چادرش کفایت اش را نمی کرد تا اینکه سرش را با چادر پوشاندند و بالای پاهایش از بته اذخر انداختند و دفن اش کردند.

در نتیجه مصعب زیبا و نازدانه ی مادر شهید اسلام شد و افتخاری برایش تا قیام قیامت و روز محشر قرار داد و الگوی زیبا برای جوانان قرار گرفت.

نکات که میتوان آموخت:

۱. جوانی، مال و ثروت و تمام مرگ و زندگی انسان آزمایش است تا اینکه کی عمل صالح و احسن انجام میدهد و آنرا در راه رضای رب اش فدا می کند چنانچه مصعب رضی الله عنه این کار را کرد. الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا…

۲. حضرت مصعب رضی الله عنه در برابر خواهش بی جای مادر خود استقامت کرد و دین خود را ترجیح داد. (لا طاعه لمخلوق فی معصیت الخالق).

۳. حضرت مصعب رضی الله عنه اولین سفیر و دعوتگر اسلام در مدینه بود که با استفاده از حکمت های زیاد که تفصیل آن در کتب سیرت ذکر است پیام اسلام را به خانه های مردم مدینه رساند.

۴. در زندگی انسان همیشه راه حق و باطل وجود دارد که حضرت مصعب رضی الله عنه راه حق را انتخاب و با دشواری ها و ناملایمات مقابله کرد اما بزرگ زیست، بزرگ به شهادت رسید و حالا به بزرگی تا قیام قیامت ان شاءالله از وی و هم مثل هایش یاد خواهد شد.

مصعب رضی الله عنه پس از بیعت عقبه اول در یازدهمین سال بعثت منحیث اولین سفیر و دعوتگر برای تعلیم دادن احکام اسلامی به یثرب زیبا از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرستاده شد و در ظرف یکسال با حکمت توانست که نور اسلام را در خانه های مدینه منوره بتاباند و زمینه های هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم را فراهم کند که چنین هم شد و زمانیکه نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم برگشت برای وی (مقری) یا (معلم قرآن) لقب داده شد.

مصعب رضی الله عنه در غزوه بدر و احد اشتراک کرد و در هر دو غزوه پرچم دار مهاجرین بود، در غزوه احد با وجودیکه دست راستش از طرف پهلوان بزرگ قریش ابن قمیه قطع شده بود با دست چپ بیرق را بلند کرد و ابن قمیه دست چپش را نیز برید اما مصعب گفت: بخدا تا زنده ام بیرق اسلام را نمی گزارم تا از دستم بیفتد و با آرنج هایش بیرق اسلام را به سینه اش چسپاند اما ابن قمیه با نیزه سینه اش را نیز درید و به شهادت رسید. انا لله و انا الیه راجعون.

زمانیکه چشم پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم به جسد چاک، چاک و آغشته به خون مصعب افتاد فرمود که: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر..الخ سوره احزاب آیت ۳۳.

بعد پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم مصعب زیبای آغشته به خون شهادت را مخاطب قرار داد و گفت که: در مکه مانند تو جوان زیبا، خوش پوش و نازپرورده ندیده بودم اما حالا می بینم که بر سر و روی تو گرد نشسته و موهایت پریشان است و بالایت یک چادر که تمام وجودت را نمی پوشاند افتاده است…

اما وقتی میخواستند وی را کفن کنند چادرش کفایت اش را نمی کرد تا اینکه سرش را با چادر پوشاندند و بالای پاهایش از بته اذخر انداختند و دفن اش کردند.

در نتیجه مصعب زیبا و نازدانه ی مادر شهید اسلام شد و افتخاری برایش تا قیام قیامت و روز محشر قرار داد و الگوی زیبا برای جوانان قرار گرفت.

نکات که میتوان آموخت:

۱. جوانی، مال و ثروت و تمام مرگ و زندگی انسان آزمایش است تا اینکه کی عمل صالح و احسن انجام میدهد و آنرا در راه رضای رب اش فدا می کند چنانچه مصعب رضی الله عنه این کار را کرد. الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا…

۲. حضرت مصعب رضی الله عنه در برابر خواهش بی جای مادر خود استقامت کرد و دین خود را ترجیح داد. (لا طاعه لمخلوق فی معصیت الخالق).

۳. حضرت مصعب رضی الله عنه اولین سفیر و دعوتگر اسلام در مدینه بود که با استفاده از حکمت های زیاد که تفصیل آن در کتب سیرت ذکر است پیام اسلام را به خانه های مردم مدینه رساند.

۴. در زندگی انسان همیشه راه حق و باطل وجود دارد که حضرت مصعب رضی الله عنه راه حق را انتخاب و با دشواری ها و ناملایمات مقابله کرد اما بزرگ زیست، بزرگ به شهادت رسید و حالا به بزرگی تا قیام قیامت ان شاءالله از وی و هم مثل هایش یاد خواهد شد.