بقلم: دکتور عبدالکریم زیدان رحمه الله

برگردان: بابر تیموری هروی

اسلام نگاهی خاص دارد به تصحیح مفاهیم و برداشتهای مردم از کائنات و زندگی، و تقویم موازینی که اشخاص و اشیاء را به آن وزن میکنند… و این عنایت و توجه را به وضوح در خیلی از نصوص قرآن و سنت گواه هستیم ، و درین اهتمام هیچ شگفت و زیاده روی یی نیست، چرا که پایداری انسان در کنش و منش آن منوط به طرز بینش و تصحیح مفاهیم و موازین آن است. و ممکن نیست که یک عمل درست و مثبت بازتاب از یک مفهوم فاسد یا میزانی نابرابر باشد. بناء بایسته که از یک مسلمان انتظار میرود آنست که مفاهیم آن غیر آن که اسلام گفته چیزی دیگر نباشد، و ترازوی آن همان چیزی باشد که اسلام آنرا معین ساخته. اما این این بایسته را در واقع وجودی مسلمان نمی یابیم و اگر هم یافتیم بگونۀ وارونه یا فاسد و یاهم آمیخته با چیزهای دیگر است.

واگر بگوییم که امروزه این بایسته در رخداد و یا واقع کنونی مسلمانان یافت  نمی شود گزاف نگفتیم  مگر اندک و ناچیز از میان ملیونها مسلمان….. و این حقیقت تلخ یکی از بزرگترین عوامل ضعف و تنبلی و خروج از منهج اسلام  در بین مسلمانان است چه درمیان رهبران باشد و چه درمیان رهروان هر دو یکسان اند… بدین خاطر بر مهتمین امور مسلمانان است که به قضیه چنان که شایان هست اهتمام بورزند. و با تاسف و تحسر و نوحه سرایی و واویلا بر رفته های مسلمانان اکتفا نکنند، چون آنچه را که از کژی احوال مسلمانان شاهد هستند نتیجه آن امراضی است که بدان ابتلا شدند، و معالجه وقتی مفید است ودرد هم التیام میابد که علت اصلی مرض شناخته شود و بر نوعیت آن خلاصه نشود. و از جمله راهکارهای حکیمانه از دیدما تقدیم مفاهیم اسلام و موازین آن بگونه روشن و آشکارا است، که مسلمانان فراخوانده شوند و به این محک درایند تا دیده شود که بین مفاهیم و موازین شان درین راستا و بین آنچه که اسلام پیشکش کرده چقدر هماهنگی و اختلاف وجود دارد… و اگربرابری و توافق  را دیدند پس پروردگار شانرا شکر گویند و بر داشته های شان استوار بمانند. و اگرغیر ازین بود خودرا به تصحیح مفاهیم غلط و برابر ساختن موازین کژ آماده سازند تا دینداری شان از زیغ وانحراف و اعمال شان از سیاهی در امان باشد. و این روشی را که تقدیم کردیم بعنوان روشی حکیمانه و کارساز خواهد بود . چونکه لازمه هر مسلمان ایمان به الله و روز آخرت هست، وجایگاه آن جایگاه هرانسان دیگر است و به آنچه که به نفعش باشد و خوشحالش کند حریص است، و از خساره و زیان  در بیم است ، و هرگاه برای مسلمان راه منفعت و خوشبختی و راه زیان و بدبختی هویدا شد به راه اولی گام می نهد و از راه دومی کنار میرود.

و ما درین مقاله بگونۀ نمونه ای بعضی از مفاهیم و موازین اسلام و درمقابل، آنچه  نزد مسلمانان هست را به نمایش خواهیم گذاشت تا برابری یا نابرابری و بعد مسافت بین داشته های مسلمانها و آنچه اسلام داده است آشکار گردد. والله المستعان

اولاً مفهوم فلاح و رستگاری

مفهوم فلاح و رستگاری در نزد عموم مسلمانها کام جستن از لذتها و دست یافتن به متاع دنیا و هر وسیله و سببی که به آن بیانجامد است …. مانند بدست آوردن سند یا وظیفه، یا جاه و مقام، یا قدرت، مال و فایده مادی خانه ومسکن وعیش نوش، غرق شدن در لذتها ودیگر چیزهایی که به امیال وخواهشات بستگی دارد …. همه اینها ازاغراض و متاع ناچیز دنیوی هستند… و با این چنین یک مفهومی گویا اینکه هرکس به این چیزها دست یافت در ترازوی مردم کامیاب حقیقی است و اینگونه پنداشت ومیزان اثر ناگواری در واقع مسلمانها بجا میگذارد. این درحالیست که مسلمانان به این چیزها پرداختند و در حق یکدیگر کوتاهی کردند و با دشمنان دوستی گزیدند و در ارتکاب حرام با تاویلات پوچ و بیجا مخالفت صریح احکام اسلامی و معصیت الهی را مرتکب شدند. و واضح است که با این میزان مسلمانها چیزی را به اسلام تقدیم نکردند که ازان یاد شود. چونکه دغدغه شان چیزهاییست که ازان یاد آور شدیم و اگر از حقوق اسلام بدیشان گوشزد شود احساس ترس میکنند و شاید بعضی هم جرات کنند و بگویند که آنچه را که میخواهند اسلام به ایشان نمی دهد.

مفهوم فلاح و رستگاری در اسلام غیر آن چیزی هست که عموم مردم میپندارند! مفهومی حق است که باید هرمسلمانی که به الله و روز آخرت ایمان دارد به آن باور داشته باشد… او نجات از عذاب خداوند و پیروزی در جنت است که نعمت های جاویدان دارد….

الله متعال در سوره آل عمران آیت185 میفرماید: (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۖ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُور)ِ

 (هرکسی مزه مرگ را میچشد، و بیگمان به شما پاداش وپادافره خودتان به تمام و کمال در روز رستاخیز داد ه میشود. و هرکه از آتش دوزخ به دور گردد و به بهشت برده شود واقعا سعادت را فراچنگ آورده و نجات پیدا کرده است. وزندگی دنیا چیزی جز کالای فریب نیست) و چه کامیابی یی بزرگتر از دخول جنت است که درآن تماشای صورت پروردگار است واحساس رضایت اوست این و آن بزرگترین پاداش هستند و در جنت غیر از این وآن چیزهاییست که نه چشم دیده و نه گوش شنیده ونه هم در قلب هیچ بشری خطور کرده، و این کامیابی همان کامیابی است که در میزان اسلام و میزان عقل ومیزان حساب است . اما درمیزان اسلام این کلام پروردگار است که بیان کردیم و مانند آن در قرآن زیاد است گواه بر آنچه میگویم (و من اصدق من الله قیلا).

اما در میزان عقل گمان نمی رود عاقلی که به الله و روز آخرت ایمان داشته باشد در درک این حقیقت دچار تردید باشد و کامیابی روز رستاخیز را با ارزشتر از نعمت های دنیا بداند،

 و اما در میزان حساب کسیکه به نعمت یکساله دست یافته فایده یی بیشتری کرده نسبت به کسیکه به نعمت یک ساعته فراچنگ زده، و اینست ترازوی حساب و کتاب و ترازوی درست وبجا.

واگر این چیز صحیح باشد که صحیح هم هست پس نسبت  نعمت های پایان پذیر دنیا دربرابر نعمت های بی پایان آخرت چی اندازه است؟؟ و ارزش آنچه را که انسان در عمر کوتاه خود از نعمتهای اندک دنیا  در اختیار دارد نسبت به نعمت های دائمی که در انتظار فائزین هست چقدر است؟؟  و آیا شایسته نیست  بگوییم  کامیابی حقیقی کامیابی آخرت است و کامیابی در متاع دنیا کامیابی مجازی است؟؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم زندگی و متاع و نعمتهای آنرا به شیوه شیوا و محسوس تشبیه کردند چنانچه در حدیث شریف آمده:  (قسم به الله که زندگی دنیا دربرابر آخرت چیزی نیست مگر مثل اینکه یکی از شما دستش را در دریا غوطه دهد و بازکشد که بیبیند که چه برگشته )

پس هرگاه روشن شد که پیروزی حقیقی کامیابی در آخرت هست و این پیروزی به حرص مسلمان بستگی دارد که در راه  آن چقدر بذر جهد می کند پس راه رسیدن به آن چیست و با چه وسیله یی به آن دست خواهیم یافت ؟

اسلام این راه را روشن بیان کرده و وسائل آنرا نیز معرفی کرده ،الله متعال میفرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) (ای کسانیکه ایمان آورده اید! (درمقابل شدائد و ناملایمات)شکیبایی ورزید و استقامت وپایداری کنید (و از مرزهای مملکت خویش) مراقبت به عمل آورید و از (خشم) خدا بپرهیزید، تا اینکه رستگار شوید.) آل عمران 200

و همچنان (وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) ترجمه: ( باید از میان شما گروهی باشند که دعوت به نیکی کنند و امر به معروف نمایند و آنان خود رستگارند) آل عمران104

و همچنان: (لَٰكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) ترجمه: (ولی پیغمبر و مومنانی که با او هستند، با مال وجان خود به جهاد می پردازند. همه خوبیها و نیکیها از آن ایشان است و آنان بیگمان رستگارانند توبه 88)

و همچنان: ( وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ۚ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) ترجمه:  (سنجش درست ودقیق در آن روز صورت می گیرد، پس هرکه ترازوی او سنگین شود این چنین کسانی رستگارند.)

همچنان: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) ترجمه:          (ای کسانیکه ایمان آورده اید! رکوع و سجده کنید و پروردگار خودرا پرستش نمائید و کارهای نیک انجام دهید تا اینکه رستگار شوید). سوره الحج 77

پس ایمان به حقائق اسلام و صبر به مفهوم گسترده آن، و تقوی الله در خلوت وجلوت، و امر به معروف و نهی از منکر، وجهاد در راه الله  با مال وجان، و عبادت الله واحد و در راس نماز، و کار خیر با گونه هایش ، همه ی اینها وامثال آن وسائلی اند که به فوز وفلاح حقیقی می انجامد، و هرکس که به این وسائل چنگ زد از جمله رستگاران راستین است و اگرچه مردم اورا بد بگن. و هرکس که آنرا دور گذاشت و پیروی هوایش را کرد و در پشت لذتها رکاب زد از دسته اشقیاء وبدبخت ها است اگرچه مردم اورا به چشم نیکبخت ها ببینند . خداوند متعال میفرماید: (قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ)

(گفتند پروردگارا ! بدبختی ما(که ناشی از انجام معاصی بود) برما چیره گشته بود، و ما مردمان گمراه بودیم) مومنون 106 .و امام قرطبی در تفسیر این آیت میفرماید: (غلبت علینا لذاتنا و اهوائنا(لذتها و هواهای ما برما چیره شد) لذتها و هواها شقاوت نامیده شده چونکه به آن می انجامد.

دوما- مفهوم تهلکه یا هلاکت

مفهوم شائع از هلاکت در بین عموم مردم اینست که انسان خود را به مشکلی درآورد  و یا راحتی و آسایش را از دست دهد گذشته از اهداف وباعث آن…. و نیز این مفهوم را در شان کسی بکار بردند که در امر به معروف و نهی از منکر، و بیان حق و دعوت بسوی اسلام و ایستادگی در مقابل طواغیت و جهاد در راه الله با زبان و جان ومال حق اسلام را ادا می کند… و به این گفته الله استدلال میکنند: (وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ)– (خودرا با دستهای خود به هلاکت میاندازید). در حقیقت ایشان با این آیت ظلم کردند وآنرا در غیر مفهوم آن بکار بردند … مفهوم درست آن عکس آنست که ایشان فهمیدند… هلاکت در ترازوی اسلام و مفهوم این آیت گریختن از هلاکت در راه الله بسوی آرامش دنیا و زندگی بین زن و فرزند و انشغال در بهره گیری از مال و سرمایه است ….

از ابو ایوب انصاری رضی الله عنه روایت شده که در باره این آیت گفت که در مورد ما گروه انصار نازل شده ، آنگاهی که الله اسلام را نصرت کرد و نبی اش را پیروز، گفتیم: در سر مالهای خود میمانیم تا تیارش کنیم، الله متعال این آیت را نازل کرد: (وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) ترجمه: ( و در راه الله انفاق کنید، و خویشتن را با دستان خود در هلاکت نیندازید!) پس انداختن در هلاکت آنست که به مالهای خود فراچنگ زنیم و جهاد را فروگذارکنیم. بنابراین ، مفهوم واقعی هلاکت در مفهوم اسلام آزار دیدن مسلمان یا زیان درمالش یا فقدان آزادی و ازدست دادن وظیفه و یا ستم دیدن در راه الله نیست و بلکه یک واجب و مستحب است .

پس درین مسئله سه قید وجود دارد: اینکه قربانی در راه الله باشد و اگر در غیر راه الله چون طلب منصب و ریا و شهرت باشد چنین هلاکتی حرام است.  قید دوم آنست : که این قربانی واجب یا مستحب باشد. و وجوب و استحباب آن در ترازی اسلامی وزن میشوند طوریکه در سنت و کتب فقه وتفسیر ذکر شده. وقید سوم اینکه در قربانی آن مصلحت عمده مسلمانان زیرپا نشود، و اگر چنین بود باید جدا پرهیز شود. رمز مسئله اینست که جان انسان حقیقتا ملک خودش نیست بلکه ملک خالق آن است، و به انسان اجازه نیست که هرجور دلش خواست دران تصرف کند. هرگاهی که اجازه قربانی داده شد ویا امر شد باید به آن اقدام کند و به انجام آن بپردازد، و اگر مالک آن اورا از قربانی منع کرد باید خوداری کند و از آن بپرهیزد واگرچه هوای جانفشانی را داشت . و این موضوعی باریک ودقیق است که هوای خیلی ها دران خلط میشود.

سوم – مفهوم ربح

برداشت عام از ربح اینست که بیشتر از آنچه میدهی بگیری و زیادتر از آنچه که بذل کردی کمایی کنی. و این مفهوم عام در کارهای دنیاست چنانکه در داد وستد و دیگر معاملات و اجارات است…. و مفهوم ربح گرچه درست است اگر در معاملات حلال باشد اما تنها به این چیز نباید خلاصه گردد، آنچه اسلام  درمفهوم ربح سخن گفته دقیق و باریک است، و آن درست ترین مفاهیم و سودبخش ترین آن به انسان است واگر چه این مفهوم اولین چیزیست که انسان فراموش میکند وازان غافل میشود…… .و این مفهوم حقیقی ربح است ، فایده حسنات و نیکی ها نه فایده ی چند پول . از خاطر همین فایده گران نفس های عارفین در بذل مالهای شان ساخته شد که هیچ تاسف وندامتی بران نداشتد. از صهیب رضی الله عنه روایت شده که گفت: وقتیکه آهنگ هجرت از مکه بسوی مدینه را کردم قریش برایم گفتند: ای صهیب درحالی نزدما آمدی که هیچ نداشتی، وحالا با مال خود میخواهی بری؟ به الله که چنین ممکن نیست ، به ایشان گفتم: اگر مالهایم را به شما بدهم راهایم می کنید؟ گفتند: بلی ، پس همه را به ایشان دادم و رهایم ساختند و بسوی مدینه آمدم و این خبر به رسول الله  صلی الله علیه وسلم رسید وفرمودند: (صهیب فایده کرده) و صهیب هیچ درهم و دیناری فایده نکرد و بلکه همه را خساره کرد، و او در ترازوی پول داران و بازرگانان و مال دوستان زیان کرده، اما درمیزان اسلام به راستی که به بهترین شیوه فایده نمود ، فایده نیکی ها در هجرت آن بسوی رسول الله صلی الله علیه وسلم (ربح صهیب) مجازا به زبان گفته شده ولی این یک حقیقتی است که دران مجاز نیست. پس بذل مال در راه الله به راستی که فایده آن بزرگتر است از فایده تاجر در خرید وفروخت، چراکه او فایده ایست که در نزد توانگر توانا است، و زمانی بکار میاید که بیشتر ازهروقت دیگری نیاز است و راه را بسوی جنت باز میکند، و وجود این فایده تنها در آخرت پدیدار میگردد و مقدار آن هم نمی کاهد، پس تاجرهوشیار مال زیاد را برای فایده زیاد در آینده سرمایه گذاری میکند، اما کسیکه فایده زودهنگام دنیا را میخواهد مثال آن مثل طفلی هست که آنچه در دست دارد را رها نمی کند حتی اگر برایش به راستی وعده  بدهی – و تو میتوانی – که بیشتر از دست داشته اش را برایش بدهی .

چهارم- میزان برتری

اسلام در تقییم اشخاص، اشیاء و افعال و برتری درمیان شان موازین خودش را دارد. و گمان نمی کنیم که عموم مسلمانها به این موازین عمل کنند، درین میان عمل صالح بهترین چیزیست که باید انسان در تحصیل آن حریص باشد و این بهترین توشه در دنیایش هست. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: (لَغَدْوَةٌ في سبِيلِ اللَّهِ، أوْ رَوْحَةٌ، خَيْرٌ مِن الدُّنْيَا وَمَا فِيها) متفقٌ عليهِ  (یک صبحگاه یا یک شامگاه در راه الله برامدن بهتر است از دنیا و آنچه درآن ست). و یک صبح در راه الله برامدن چکر تابستانی در کوههای لبنان و یا متاع نفسانی ویا کامجوئی از لذتها نیست. بلکه این جهادیست که دران تعب و رنج و جانفشانی میخواهد. و با اینهم سردار عارفین میگوید که بهتر از دنیا و مافیها است. و صبحگاه یا شامگاه که درحدیث شریف آمده دران اشاره ایست که اعمال صالحه که برای خداست همیشه بهتر از متاع دنیاست و در ترازوی اسلام برتری و اولویت دارد…. وبرتری این اعمال بدین خاطر است که ثواب الله را دربر دارد و ثواب الله بهترین پاداش است که به انسان داده میشود و بهترین سرمایه در دنیا است و اینست ترازوی اسلام ، اگر خواستی این گفته خداوند را بخوان: (فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ) (آنچه به شما داده شده است، متاع(زودگذر و فناپذیر) زندگی دنیاست ولی آنچه(از پاداشها و مواهبی که)نزد خدا است بهتر و پایدارتر برای کسانی است که ایمان آورده باشند و بر پروردگارشان توکل کرده باشند) شوری 36 ،هرآنچه در دنیا از مال و فرزند و قدرت و از این قبیل به انسان داده میشود چیز بی ارزش و فانی است و آنچه از ثواب و پاداش نیک و بهشت برین برای مؤمنین در نزد الله است بهتر است. و این معنی جلیل و میزان دقیق و فقه عمیق در حوزه ادراک عارفین بوده است، اما جویندگان دنیا و دوستداران آن ازین ادراک بعید اند…جان های شان درگرداگرد متاع آن در چرخش است و بازی شان بسوی آن سیلان دارد و بلکه با ترازوی نابرابر شان کسیکه به مال دنیا چنگ انداخته و در لذائذ دهن انداخته نیکبخت است، و  در قصه قارون نمونۀ ازین  میزان شان است .به قارون مال داده شد آنچه که الله متعال ازآن خبرداده (وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ) باز آنچه اتفاق افتاد که الله ازآن خبرداده :

(فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ ۖ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ)  ترجمه: (و با تمام زینت خود دربرابر قوم خویش نمایان گردید، آنان که طالب زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش! همان چیزهایی که به قارون داده شد ماهم میداشتیم . واقعا او دارای بهره بزرگ و شانس سترگ است) (القصص  79)

اما اهل عرفان که به ترازوی اسلام چنگ زده اند وبه ارزش پاداش الهی پی بردند سنخن آنها برای شان قابل قبول نبود و درجواب شان چنانچه الله متعال خبرداده گفتند:

(وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ)  (و کسانیکه دانش و آگاهی داشتند گفتند: وای برشما! اجر و پاداش خدا بسی والاتر و بهتر است برای کسانیکه ایمان داشته باشند و کارهای شایسته انجام دهند و این جز نصیب شکیبایان نمی گردد). سوره القصص 80. و این صحنه در هر عصر وزمانه نمایش داده میشود، کسانی هستند که بسان قارون رفتار میکنند و جایگاه اورا آرزو میکنند، و کسانی هم هستند که عکس قضیه چشم به رحمت الله دوخته اند.

و بهترین مردم و برترین شان در میزان اسلام مجاهد در راه خدا است، چنانچه در حدیث شریف از ابی سعید خدری رض روایت شده که گفت : کسی گفت: ای رسول خدا برترین مردم کیست؟ فرمودند : (مجاهدی که در راه خدا جهاد میکند با جان و مالش …) اما در میزان مردم، بهترین مردم کسی است که در راه هوی وهوس و شهرت و قدرت و طاغوت جهاد کند، بلکه از کژی موازین مردم چنین شده که به مجاهد در راه خدا در گفتار و کردار عیب جویی میکنند.

و در عین میزان برتری در اسلام استحقاق افراد در نزدیکی به دربار و دریافت انعامات از پادشاه سنجش میشود. و نمونه تطبیق این چیز را در عمر رض درمی یابیم ، باری حضرت عمر رض به بلال قبل از ابوسفیان اجازه ورود را دادند، وقتیکه این چیز پرسان شد گفت: بلال در اسلام آوردن و هجرت از ابی سفیان پیشی داشته است. و به نسب و دودمان ابی سفیان ندید . چراکه انساب و اجناس و مقام و کش وفش در ترازوی اسلام هیچ ارزشی ندارد، و بلکه پله ترازو با تقوی و جهاد و سابقه در خیر سنگین میشود. اما ترازوی مردم چنانچه احساس میشود معکوس هست . والله المستعان

وهمچنان از عمر رض روایت شده که یک چادر پشمی را در بین زنان اهل مدینه تقسیم نمود. و یک چادر خوبی از آنها باقی ماند، بعضی کسانی که نزدش بودند گفتند: ای امیرالمومنین این را هم به دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم که نزدت هست بده (مقصد شان ام کلثوم دختر علی رض بود) گفت: ام سلیط به آن مستحق تر است . چون او از کسانیست که با رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت کرده وروز احد هم دوشا دوش ما می رزمید پس ام سلیط در سهمیه چادری پشمی از ام کلثوم پیشی گرفت بخاطریکه در جهاد و و بیعت ازان پیش بود و اگرچه در نسب دورتر بود. اما در موازین امروزی حق اولویت به صاحبان حسب و نسب و مقربین حکومت داده میشود.

این بود شمه ای از موازین و مفاهیمی که خدمت خواننده گان گرامی پیشکش گردید، تا شاید ازان بهره ی گیرند وبا پخش آن به دیگران هم بهره رسانند .

والله الموفق للصواب والحمدلله رب العالمین.