نوشته: داکتر عبدالباسط امل

کمتر از ده سال سن داشت، لباسَش چند جا پاره بود، قسمتهای از بدنَش بیرون زده بود که به خوبی دیده می شد، از صورتَش خوانده میشد سخت سردَش شده، دستانَش می لرزید، با سر خمی و عجز با دستمالی که داشت شیشه موتر را پاک می کرد مگر اینکه ۵ افغانی برایش بدهند ولی؛ همهٔ راننده ها با اشارت دست “دعا کن” جوابش دادند.

تا من آنجا بودم اضافه از پنج موتر را امتحان کرد و چیزی عایدَش نشد.
راه باز شد و موتر ها به حرکت افتادند، نمی دانم چند بار دیگر تلاشش را کرده باشد.

این واقعیت را روزانه همه شاهد می باشیم، به صدها و هزاران کودک افغان اینگونه دست به گدایی می زنند، صبح ها وقت به خیابان می آیند و شب ناوقت بر می گردنند. اکثر مطلق این کودکان تربیت و اخلاق خود را از برخورد زشت و نامناسب عابرین کوچه و بازار می گیرند و چیزی کلان می شوند که اصلاً از ترحم و عاطفه نمی دانند. سرسخت، جنگجو، زشت شاید ترسو و بیچاره ممکن هم کسانی بار بیایند که بارها مورد انواع اذیت و آزار قرار بگیرند.

این درحالیست که کشورهای مترقی بیشترین سرمایه گذاری خود را برای نسل نَو و کودکان خود می کنند، آنها به خوبی می دانند کشور و ملت شان بدستان همین نسل جدید رهبری خواهد شد و اگر در آموزش و پرورش شان درست عمل کنند آینده ملت و سرزمین شان روشن خواهد بود.
اما؛ با تأسف فراوان اینجا، در کشوریکه همه بخود مسلمان می گویم و از خود راضی؛ کودکان سخت ترین شب و روز را می گذرانند و هنوز اقدامِ لازمی درین مورد صورت نگرفته است.

من مطمئن هستم اگر این روش ادامه یابد، اقتصاد ما بدتر خواهد شد، گروه های افراطی تر از داعش و طالب را شاهد خواهیم بود، سلسلهٔ زورگویی و بدمعاشی افراد شدت خواهد گرفت، بیگانگان جواسیس مطیع تری خواهند یافت و در کُل وضعیت ملت خرابتر ازین خواهد شد که بدون شک در قبال این وضعیت هر فرد کشور از رئیس جمهور تا کوچکترین فرد مسؤول شمرده می شود.

برای آوردن تغییر کلی در یک کشور برعلاوه رؤسای نظام و کارمندان بلند رتبه حکومت، نیاز است افراد آن در هر سطح که وجود دارد تلاش کنند و با توان و وسایلی که دارند وارد صحنه عمل شوند. هرگاه در یک کشور چنین کار صورت بگیرد در زمان کوتاه تغییر چشمگیری را همه شاهد می باشند، و چه خوب است برای آوردن این تغییر و پایان دردها و رنجها من و شما که این سطور را می خوانید از همین حالا آغاز کنیم، دستِ فقرا را بگیریم، کودکانی که نباید مجبور به شاقه کاری شوند؛ به داد شان برسیم.
حتمی نیست شما به کرسی بلندی منصوب شوید و بعدش به خدمت ملت و کشور خود آغاز کنیم، از همین موقعیت فعلی و با همین وسایل دست داشته شروع به کار کنید، موفقیت بزرگ شما بدست آوردن رضای خداوند می باشد و ضماَ خورسندی ملت و آرامش درونی.

یاد مان نرود هر فرد دانا و توانا مسؤول است و اگر در قبال وظیفه انسانی و دینی خود خاموش بماند روزی مورد محاسبه خواهد گرفت.
به امید روزیکه کودکان مجبور نشوند زندگی کودکانه را ترک کرده کارهای شاقه را انجام بدهند و همه ملت ما در آرامش و امنیت بسر برند.