والذین جاهدوا فینا لهندینهم سبلنا (عنکبوت ۶۹)

اگر از پیام عام (تمام حوزه های زندگی) این آیه بگذریم و به جنبه خاص (دعوت الی الله) این آیه توجه کنیم متوجه میشویم که:

افرادی که در مسیر دعوت خدا به مجاهده میخیزند و از خواسته های فردی شان میگذرند و خود را در چهارچوب تنظیم قرار میدهند هر چند که کار شان در دید آدمی کوچک بنظر برسد هدایت اینها با خدا است و کار اینها در نزد خداوند بس بزرگ است. چرا که این ها این همه کار را بخاطر خدا کردند هر چند که اگر انفرادی کار میکردند ظاهرا بیشتر رشد میکردند و بیشتر کار میتوانستند.

طبعا وقتیکه در تنظیم داخل میشویم، باید از بعضی خوبی های که ما به صورت انفرادی فکر میکردیم که خوب هستند بخاطر خدا باید از آنها بگذریم وتسلیم به امر شورا شویم. خوب این خودگذری چند پیام دارد:

اول: ما فکر فردی مان را تسلیم فکر جمع میکنیم چون چندین فکر جمع میشوند و همه این جمع هم اهلیت شورا را دارند و کار ما صبغه خدایی میگرد چون خدا بر امر شورا تاکید دارد.

دوم: از طرف دیگر ما داخل پرورش خانه بنام تربیت شدیم و یاد گرفتیم که چگونه تسلیم امر خدا شویم و چگونه به دیگران هم حق دهیم که ممکن درست باشند و با ارزش الهی سمع و طاعت خو گرفتیم یعنی به سخن کسی که ظاهرا از ما شاید کمتر هم بفهمد اما بخاطر خدا از خواسته خود گذشتیم و متابعت از آن شخص میکنیم.

در لحظه که تنظیم تصمیم میگیرد که فلان مسولیت را من پیش ببرم حالا اگر این مسولیت موازی به خواسته هایم بود که بسیار عالی و اگر نبود فرصت است جهت این که توکل مان را نسبت بخدا محک زنیم و ببینیم که چقدر وابسته به امر شورا و کار جمعی هستیم و چقدر به این متقاعد هستیم که امور ظاهر و باطن شان بخدا بهتر معلوم است بناءً خیر و شر از جانب خدا است.

از طرف دیگر این آیه میزان عمل مان را نسبت به آموزه های که یاد گرفتیم و یاد دادیم مورد بررسی قرار میدهد و میخواهد ببیند که چقدر من عالم پابند به آن مفهوم وسعی که از جهاد، توکل، شورا و کار جمعی و تاثیرات آن میگفتم پابند هستم.

و نتیجه این همه خود گذری و امتحان چیست؟ خداوند همین بنده که این همه کار را بخاطر خدا بکند به راه های متباقی زندگیش هدایت میکند. یعنی تاثیرات این خودگذری ها به آینده ها پیش از پیش مجسم شده و خداوند به زبان بلاکیف خود میگویید “لنهدینهم سبلنا” یعنی با خاطر آرام به پیش رو که خیلی از راه ها را ما بر تو گوشودیم.

یاد مان نرود که در همین لحظه مورد امتحان خداوند هستیم و معلوم نیست که لحظه بعد باشیم یا نه! شاید همین آخرین ابتلا خداوندی باشد که ما به او روبر میشویم.